سبک زندگی - اخلاقی شمس الشموس (4)

امام رضا علیه السلام زندگی ساده و بی تکلفی داشت و کم خوراک بود

در خانه جامه ای ساده و غالباً پیراهنی از پارچه های خشن بر تن می نمود و تنها در مجالس عمومی و در میان مردم جبه ای لطیف بر رویش می پوشید ابن عباد می گوید :

امام تابستان ها بر روی حصیری می نشست و زمستان ها بر گلیمی استراحت می نمود و تنها برای برخی نشست ها جمعی خویش را می اراست .

به هنگام آراستگی و پوشش گاه مورد اعتراض قرار می گرفت در پاسخ می فرمود:

یوسف بن یعقوب پیغمبر و فرزند پیغمبر بود و پارچه های دیبا می پوشید و در مجالس آل فرعون می نشست و این لباس ها و معاشرت ها او را از مقامش فرود نیاورد .

امام ضمن نفی زهد فروشی و پشمینه پوشی صوفیان همه را به ساده زیستی توصیه می کرد و به یاران خود این توصیه حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله ) به ابوذر را یادآورمی شد که می فرمود :

ای اباذر ! من لباس های درشت و خشن می پوشم و بر روی زمین می نشینم و انگشت های خود  را پاک می کنم و بر الاغ بدون زین سوار می شوم و دیگر ی را هم دنبال خود سوار می کنم هر کسی از روش من دوری گزیند از من نیست ای اباذر کنون لباس های خشن در بر کن تا تکبر و نخوت بر تو مسلط نشود .

وقتی برخی از یاران از سختی زندگی به امام شکوه کردند از آنان پرسید:

آیا می خواهید پادشاه باشید ؟

آیا خوش دارید که مانند ( دو کارگزار مامون ) ظاهر و هرثمه باشید ؟ و برخلاف این مذهبی که دارید باشید ؟

آنان گفتند نه به خدا شاد نیستیم که تمامی دنیا و آنچه زر و سیم در آن است از آن ما باشد و ما بر خلاف مذهبی که داریم باشیم

آنگاه امام فرمود :

به راستی خداوند می فرماید " اعملوا ال داود شکرا و قلیل من عبادی الشکور . ای خاندان داود سپاس ورزید و از بندگان من اندکی سپاس گذار هستند "

به خداوند خوش گمان باشید زیرا هر که به خدا خوش گمان است خدا با همان گمانی که به خدا دارد با اوست و هر که به اندک روزی خرسند است اندک کرداری از او پذیرفته شود و هر که به حلالی اندک خرسند است بارش سبک است و خاندانش در نعمتند و خداوند او را به درد دنیا و هم به درمان آن بینا سازد و او را به سلامت از دنیا به خانه ایمنی ( بهشت ) در آورد.

ابراهیم بن العباس ذر عیون اخبار الرضا نقل میکند:

هرگز ندیدم که امام رضا علیه السلام به کسی سخن تندی بگوید ، ویا پیش از آن که کسی سخنش تمام شود سخن او را قطع کند . اگر می توانست حاجت کسی را برآورد ، هرگز او را دست خالی برنمی گرداند ؛ هیچ گاه در برابر کسی پای خود را دراز نمی کرد ، وچنانچه کسی در حضور او نشسته بود ، تکیه نمی کرد . هرگز ندیدم که به یکی از غلامان وخدمتکارانش ناسزا بگوید ؛ هرگز ندیدم که آب دهان بیندازد ، ویا هنگام خندیدن قهقهه سر دهد ، بلکه خنده اش تبسّم بود . هرگاه سفره اش را پهن می کرد غلامان وخدمتکاران خود وحتی دربان [و] مِهتر اسبان را با خود سر سفره می نشاند .

سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)

آن حضرت علیه السلام، بسیار کم خواب بود و بیشتر شب را به بیداری سپری می کرد. بسیار روزه می گرفت و سه روز روزه هر ماه از ایشان فوت نمی شد و می فرمود: این روزه مانند روزه گرفتن همه سال است و بسیار پنهانی صدقه می داد و احسان می کرد و بیشتر این کار را شب های تاریک انجام می داد و هر کس گمان می کند که در فضیلت مانند او را دیده است، از او باور نکن.

امامان معصوم، علیهم السلام قرآن ناطق و امامت تبلور هدایت و نور قرآن در پهنه زمین و زمان و سیره ائمه اطهار(ع) تفسیر آیات زندگی بخش آن است. اگر قرآن کریم مردم را به حیات طیبه فرا می خواند، منش و روش زندگی و اصول حاکم بر رفتار و عمل امامان معصوم(ع) تجسم حیات طیبه ای است که پیامبر اعظم(ص) و قرآن کریم بشر را به آن فراخوانده اند.

دستگیری از نیازمندان
 
انفاق و تأمین نیازهای مادی و دستگیری از نیازمندان جزو اصول مسلم قرآنی و از آیات محکم الهی است. به این معنا که از منظر قرآن کریم، انسان نباید سر در لاک خود فرو برد و فارغ از دغدغه همنوع و همشهری و هم وطن خود باشد. در سیره ائمه اطهار(ع) نیز انفاق و کمک به نیازمندان روشی بسیار معمول و متعارف بود، از این رو همواره فقرا بر سر راه آنان می نشستند یا در خانه آنان را می زدند. پیشوایان ما حتی پیش از آن که نیازمندان عرض نیاز کنند، به آنان انفاق می کردند.

 شکایت از طلبکار به امام رضا(ع)
 
نقل شده است شخص محترمی به یکی از بستگان ابورافع، آزاد شده به دست رسول خدا(ص)، بدهی داشت و چون برای پرداخت بدهی در مضیقه و با فشار و اصرار طلبکار روبه رو بود و آبروی خود را در خطر می دید، به امام رضا(ع) متوسل شد و در یکی از روزهای ماه رمضان پس از خواندن نماز صبح در مسجد النبی(ص) به منطقه عریض واقع در نزدیکی مدینه که حضرت در آن جا بودند، رفت.
 
او هنگامی به عریض رسید که امام(ع) از منزل بیرون آمده بودند و سوار بر مرکب قصد رفتن به جایی داشتند. وی می گوید: همین که چشمم به امام(ع) افتاد شرم و حیا مانع از عرض حاجت شد. اما، امام(ع) در مسیر خود به من که رسیدند، مهربانانه به من نگاه کردند. به این صورت از گرمای نگاه امام(ع) به وجد می آید و پس از عرض سلام و ارادت به امام(ع) عرضه می دارد: فلان فرد از من طلبی دارد و عرصه را بر من تنگ و مرا پیش مردم رسوا کرده است. او نقل می کند در حالی که تصور می کردم با شکایتم آن حضرت دستور دهد که آن فرد دست از سرم بردارد،. به من فرمود: همین جا باش تا برگردم.

نیازمندان بر سر راه امام(ع) می نشستند
 
این شخص نقل می کند که تا شب همان جا بودم، خواستم برگردم که دیدم حضرت آمدند در حالی که نیازمندان بر سر راه امام(ع) نشسته بودند و حضرت به آنان صدقه می دادند. امام(ع) داخل منزل شدند و سپس بیرون آمدند و مرا فراخواندند و با هم به داخل خانه رفتیم و شروع به صحبت کردیم.
 
سخن که به پایان رسید امام(ع) فرمودند: گمان نمی کنم افطار کرده باشی؟ عرض کردم: نه، به دستور امام(ع) برای من غذا آوردند و به خدمتکارشان هم دستور دادند با من هم غذا شود. پس از صرف افطاری امام(ع) فرمودند: تشک را بلند کن و هرچه در زیر آن است بردار، من هم تشک را بلند کردم و اشرفی هایی را که در زیر آن بود، برداشتم. سپس به چند نفر از خدمتکارانشان دستور دادند مرا تا خانه ام همراهی کنند. چون به خانه رسیدم دیدم 20 اشرفی بیش از مقدار بدهکاری من است.

سادگی در سبک زندگی
 
هم چنین شیخ صدوق در روایتی دیگر از ابی عباد، ساده زیستی را روش حضرت امام رضا(ع) در پوشش می شمارد و زندگی حضرت را این گونه توصیف می کند: " در تابستان فرش حضرت رضا(ع) حصیر و بوریا بود و در زمستان روی نمد می نشست و پیراهنی زبر و خشن می پوشید، مگر آن که بخواهد پیش مردم آید که در آن وقت لباس سنگین و بهتر می پوشید."

آدب معاشرت
 
در همین کتاب که فصلی از آن به بیان سیره رفتاری و سبک زندگی آن حضرت اختصاص یافته است، از زبان شخصی به نام ابراهیم بن عباس که آن حضرت را ظاهراً بارها زیارت کرده و مدت ها از نزدیک با امام(ع) حشر و نشر داشته است،
 
گزارشی را از سیره و ادب رفتاری امام رضا(ع) این چنین ارائه می دهد:" هرگز ندیدم حضرت رضا(ع) در سخن گفتن با کسی درشتی کند و هیچ گاه ندیدم سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند بلکه صبر می کرد تا طرف سخنش تمام شود و بعد اگر لازم می دید سخن می گفت، هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود و هرگز نزد کسی پای خود را دراز نمی کرد و در برابر همنشین تکیه نمی داد، هرگز او را ندیدم که از خدمتکاران و کارگزاران خود کسی را بد بگوید یا در پیش چشم کسی آب دهان بیندازد، هرگز ندیدم که هنگام خندیدن قهقهه زند بلکه خنده اش تبسم بود و چون مجلس او از مردم خالی و سفره غذا انداخته می شد، همه خدمتکاران را فرا می خواند و به دور سفره غذا می نشاند.
 
آن حضرت علیه السلام، بسیار کم خواب بود و بیشتر شب را به بیداری سپری می کرد. بسیار روزه می گرفت و سه روز روزه هر ماه از ایشان فوت نمی شد و می فرمود: این روزه مانند روزه گرفتن همه سال است و بسیار پنهانی صدقه می داد و احسان می کرد و بیشتر این کار را شب های تاریک انجام می داد و هر کس گمان می کند که در فضیلت مانند او را دیده است، از او باور نکن."

پذیرایی از میهمان
 
در فرهنگ ما این جمله معروف است که " میهمان حبیب خداست " و به این گونه برای میهمان ارج و احترام قائل می شویم. این رفتار و نگرش پسندیده ریشه در آموزه های اسلامی و سنت و سیره امامان معصوم دارد.
 
شیخ صدوق در کتاب "عیون اخبار الرضا(ع)" از یک میهمانی ویژه گزارشی می دهد که در آن نحوه پذیرایی از میهمان و ادب میهمان داری را بازگو می کند.
 
احمد بن ابی  نصر از اصحاب برجسته امام رضا(ع) نقل می کند که در ایام حضور آن حضرت در مدینه، روزی حضرت رضا(ع) برایم مرکبی فرستاد که نزد آن حضرت بروم. من نیز سوار بر مرکب شدم و به خدمت حضرت رسیدم و تا پاسی از شب نزد ایشان ماندم. چون امام(ع) خواستند از مجلس برخیزند، به من فرمودند: فکر نمی کنم در این موقع بتوانی به مدینه برگردی. عرض کردم: آری فدایت شوم. فرمودند: امشب را نزد ما بمان و صبح به یاری خدا حرکت کن. عرض کردم: مانعی ندارد همین کار را می کنم فدایت شوم.
 
حضرت خدمتکارشان را صدا زدند و به او فرمودند:"بستر خواب مرا برای او پهن کن و ملحفه مرا که زیر آن می خوابم بر آن بستر بیفکن و بالش مرا هم زیر سر او بگذار." با خود گفتم:کیست که این اندازه مقام و منزلتی که نصیب من شده، نصیبش شده باشد؟! خداوند نزد حضرت مقامی به من عطا فرموده که به احدی از اصحاب و شیعیان ما عطا نکرده است، مرکب خود را برایم فرستاد تا سوار شوم، فراش خود را گسترد تا در لحاف و رختخواب آن حضرت بخوابم و شب را به روز آورم و هیچ یک از اصحاب ما را نصیبی این چنین نشده است.
 
احمد ادامه می دهد: من نشسته بودم و این خیالات را در دل می گذراندم که ناگهان امام(ع) فرمودند: ای احمد! امیرمومنان علی(ع) وقتی صعصعه بن صوحان مریض بود به عیادت او رفت و صعصعه این را سبب افتخار خود شمرد و بر مردم به آن فخر می کرد، پس تو این کار را نکن و از برای خدا تواضع و کوچکی کن، سپس آن حضرت بر دست خویش تکیه کردند و از جا برخاستند.

انسان عاقل و مومن که عقل و عشق را جمع کرده، محبت به دیگران را سرلوحه زندگی خویش قرار می دهد. مومن سنت هایی را دارد که آن را به عنوان هنجارهای زندگی اش می شناسد و بدان پای بند است. این سنت در زندگی خصوصی و عمومی اش متجلی می شود.

امام رضا(ع) در عبارتی کوتاه به سه ویژگی برجسته مومن اشاره می کند که اگر این سه ویژگی در شخصی وجود نداشته باشد، نمی تواند مدعی ایمان باشد.

 آن حضرت(ع) می فرماید: لایکون المومن مومنا حتی تکون فیه ثلاث خصال: ۱-سنه من ربه؛ ۲-وسنه من نبیه؛ ۳-و سنه من ولیه. فاما السنه من ربه فکتمان سره. و اما السنه من نبیه فمداراه الناس. و اما السنه من ولیه فالصبر فی الباساء و الضراء (۱) مومن، مومن واقعی نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد: سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش.

اما سنت پروردگارش، پوشاندن راز خود است، اما سنت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است، اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.

این که آن حضرت(ع) بر رازداری تاکید می کند، از آن روست که انسان نمی تواند هرآن چه را از علم دانست یا از معرفت دید یا از مردم شنید بر زبان آورد.

از این رو حضرت(ع) می فرماید: علیکم فی امورکم بالکتمان فی امور الدین و الدنیا فانه روی ان الاذاعه کفر و روی المذیع و القاتل شریکان و روی ما تکتمه من عدوک فلا یقف علیه ولیک (۲) بر شما باد به رازپوشی در کارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده که افشاگری کفر است و روایت شده کسی که افشای اسرار می کند با قاتل شریک است و روایت شده که هرچه از دشمن پنهان می داری، دوست تو هم بر آن آگاهی نیابد.

خاموشی و سکوت گاهی تنها راه نجات بشر است. چرا که گاهی سخن گفتن عین گمراهی و رنج است. مومن، انسانی دارای فهم و فقه است و می داند چگونه در زندگی عمل کند که خود و دیگران را به رنج و زحمت نیفکند.

امام رضا(ع) در این باره می فرماید: ان من علامات الفقه: الحلم و العلم، و الصمت باب من ابواب الحکمه ان الصمت یکسب المحبه، انه دلیل علی کل خیر (۳) از نشانه های فقه و فهم دین، حلم و علم است و خاموشی دری از درهای حکمت است. خاموشی و سکوت، دوستی آور و راهنمای هر کار خیری است.  گاه نیاز است که نسبت به چیزی سکوت کرد و هر رازی را بر زبان نراند و با صمت و تفکر می توان بهترین کار را انجام داد. چنین سکوتی گاه لازم و بلکه واجب است، چرا که نجات دین و دنیا بر آن است.

امام(ع) در این باره می فرماید: یاتی علی الناس زمان تکون العافیه فیه عشره اجزاء: تسعه منها فی اعتزال الناس و واحد فی الصمت (۴) زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است که نه جزء آن در کناره گیری از مردم و یک جزء آن در خاموشی است.

اما عمل صالح را می بایست در امور بسیاری دید که خدمت به خلق از مهم ترین جلوه هایش می باشد. از این رو در آموزه های اسلامی بر این تاکید بسیار شده و امام رضا(ع) در عبارت های گوناگون بر آن تاکید می کند.

آن حضرت(ع) می فرماید: لیس شیء من الاعمال عندالله عزوجل بعد الفرائض افضل من ادخال السرور علی المومن (۵) بعد از انجام واجبات، کاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مومن، نزد خداوند بزرگ نیست.

یا این که: من فرج عن مومن فرج الله عن قلبه یوم القیمه (۶) هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی برطرف نماید خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

همچنین در جایی دیگر می فرماید: سئل علیه السلام عن خیار العباد؟ فقال(ع)؛ الذین اذا احسنوا استبشروا، و اذا اساووا استغفروا و اذا اعطوا شکروا، و اذا ابتلوا صبروا، و اذا غضبوا عفوا ؛ (۷)  از امام رضا(ع) درباره بهترین بندگان سوال شد. فرمود: آنان که هرگاه نیکی کنند خوشحال شوند و هرگاه بدی کنند آمرزش خواهند و هرگاه عطا شوند شکرگزارند و هرگاه بلا بینند صبر کنند و هرگاه خشم کنند درگذرند.

از آن حضرت(ع) است که فرمود: تزاوروا تحابوا و تصافحوا و لا تحاشموا (۸) به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

پی نوشتها

۱- اصول کافی، ج۳، ص ۳۳۹ و تحف العقول، ص۴۴۲

۲- بحارالانوار، ج۷۸، ص ۳۴۷

۳-اصول کافی، ج۴، ص۴۴۵

۴-تحف العقول، ص۴۴۶

۵-بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۴۷

۶-اصول کافی، ج۳، ص۲۶۸

۷-تحف العقول، ص ۴۴۵

۸- بحارالانوار، ج ۷۸، ص۳۴۷

/ 4 نظر / 46 بازدید
عارف

سلام[قلب]وای چقد زیباست[گل] من خیلی از وبلاگت خوشم اومده چون زیبا و پر محتواست[لبخند]منو با اسم وبلاگم بلینک و بگو تورو با چه اسمی بلینکم؟

بهشت رضوان

شما به مهمانی دعوت هستیدhttp://beheshte-rezvan.blogfa.com[لبخند][گل]

رضا

سایت بسیار خوبی داری,واقعا استفاده کردم.آفرین اگه به منم سر بزنی خیلی خوشحال میشم... http://lordsms.persianblog.ir

حرف تو

سلام تشکر از شما به خاطر ارسال مطلبتان به سایت "حرف تو" "سبک زندگی - اخلاقی شمس الشموس" با آدرس: http://harfeto.ir/?q=node/14364 در این سایت انتشار یافت. چشم به راه مطالب خوب شما هستیم. هدیه سایت حرف تو به شما: "امام رضا (عليه السلام): هر كس از دوزخ به خدا پناه برد، اما خواهشهای دنيوی را وا نگذارد، خود را مسخره كرده است." یا علی