ظرافتهای تبلیغ دین

سعدی در این حکایت و در چندین حکایت دیگر در کتاب ارزشمند گلستان به این مهمپرداخته است و بر این باور است که اگر قرار است سمبل یا نمادی از دین (تلاوت قرآن،اذان، موعظه و...) به جامعه عرضه شود، باید زیبا و دلپذیر ارائه گردد که سبب رونقبازار مسلمانی شود، نه سبب رکود آن. به همین سبب در این حکایت از صوت نازیبای قاریقرآن انتقاد می‏کند و می‏گوید:

گر تو قرآن برین نمط خوانی

ببری رونق مسلمانی

جالب اینکه مولانا هم در مثنوی به نوعی دیگر، از نازیبا معرفی کردن دین انتقادمی‏کند و در حکایتی نغز از مؤذن بدصدایی در آبادی سخن به میان آورده است که نیمی ازمردمان آن مسلمان و نیم دیگر کافر بودند و او همچنان اذان می‏گوید و به اعتراضمسلمانان توجهی نمی‏کند. تا اینکه صدای ناهنجار او سبب می‏شود، دختر کافری که قصدداشت مسلمان شود، تصمیم خود را رها کند. پدر دختر که نمی‏خواست او مسلمان شود، باخشنودی از این واقعه شوم برای تشکر از مؤذن بدصدا، هدیه‏هایی به ارمغان برای اومی‏آورد و می‏گوید:

آنچه کردی با من از احسان و بر

بنده تو گشته‏ام من مستمر

/ 0 نظر / 7 بازدید