چهل منزل با زینب (س) ... !

زینب (س) وارد دارالحکومه پدرش علی (ع) در کوفه می شود ... افسوس که کنیزکان خانه پدری هم او را نمی شناسند و بر او و همراهانش صدقه و اطعام عرضه می دارند...

آری ! درست است زینب (س) از آنچه که فکر می شد در این چهل روز پیر تر شده است ...

ولی هنوز هم که هنوز است شیرزن قبیله بنی هاشم ، این عقیلة العرب بر روی ناقه ی شتران اسارات  خطبه سر افزازی و پیروزی بر کوفیان و یزیدیان را می خواند ، و حتی ناصبیان جاهلی و اموی انگشت بر دهان ، هم می گویند که در فصاحت و بلاغت برای علی (ع) همزادی بی همتا ، ظهور !!! کرده است ....

آری خطبه های آتشین و انقلابی زینب (س) ، دوباره یاد و خاطره مواعظ امام علی (ع) بر منابر مسجد کوفه و شب گردی های علی (ع) بر یتیمان را در ذهن ها و خاطرات کوفیان زنده می کند و تنها پاسخ شان بر سخنان با صلابت زینب (س) ،آهی از سر پشیمانی ، عهد شکنی و بد طینتی است ، که آب رفته را به جوی بازگردان را آرزو می کنند ولی افسوس که زمان دیگر گذشته است ...

هر روز که می گذرد گرمی بازار تبلیغ رسالت زینب (س) ، امرا و فرستادگان یزیدی را یکی پس از دیگری سرنگون میکند ...

آری  برای لشگر صبر و ایمان فرزندان بنی هاشم و همراه قافله زینب (س) فکر و نقشه پلیدی باید طرح شود ... ، و آن مکان دارالحکومه بوزینه بازان شامیان است ...

ولی افسوس که زینب را نشناخته بودند " و مکرو مکرالله والله خیر الماکرین ... " در انتظار یزیدیان بدخیال لحظه شماری میکند ...

او را وادار به ترک شهری می کنند که خاطراتش از پدر ، مصایب دوری و جدایی از برادرش !حسین (ع) را فراموش کرده است و هر آنچه که هست را زیبا و الهی می داند ...

" ما رایت الا جمیلا ..."

عجبا از گردش دوران ! هلهله کنان دیروز برای پیروزی بر خارجیان در بدو وارد زینب (س) به کوفه ، امروز با چشمی اشک بار برای آنچه که گوهری از بلاغت و شجاعت در زینب (س) بود و داشت کوفه را ترک می کرد بدرقه می کنند ...

زینب (س) باید می رفت تا کار ناتمام در انجام رسالت برادرش را با اضمحلال حکومت یزیدیان به انجام رساند ... ، تا ابلاغ رسالت شریعت و سیره نبوی (ص) در عصر ظهور دجالان سبز اموی ، فراموش نشود ... که

 

سر نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود            کربلا در کربلا مى‏ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان‏                 در کویر تفته جا مى‏ماند اگر زینب نبود

ذو الجناح داد خواهى، بى‏سوار و بى‏لگام‏        در بیابانها رها مى‏ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ        پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود

در شکست لشکر شمشیرها، تیغ زبان         در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

زخمه زخمى‏ترین فریاد در چنگ سکوت‏          از طراز نغمه وامى‏ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب‏                  پشت کوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ‏          در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زینب نبود

* شعر ازقادر طهماسبی (فرید)

   -------------------------------------------------------------

مخاطب گرامی ! میتوانید با کلیک برروی کلید واژه " حسین (ع) " مطالب قبلی وبلاگ را با این موضوع پیگیر باشید !

------------------------------------------

/ 2 نظر / 35 بازدید
آسیمه

هو الشهید... کربلا میمرد اگر زینب نبود...شیعه میپژمرد اگر زینب نبود... سلام خدا قوت

http://1175.blogfa.com/post-1453.aspx

http://1175.blogfa.com/post-1453.aspx عکس های مراسم تشییع سردار حاج احمد سیاف زاده3 عکس های مراسم تشییع سردار حاج احمد سیاف زاده 2 عکس های مراسم تشییع سردار حاج احمد سیاف زاده 1 عکس های مراسم تشییع سردار حاج احمد سیاف زاده 1 عکس های سردار حاج احمد سیاف‌زاده از جبهه ی نور 3 عکس های سردار حاج احمد سیاف‌زاده از جبهه ی نور 2 عکس های سردار صیاف زاده از جبهه ی نور تان راهیان نور سردار حاج احمد صیاف زاده شب گذشته به یاران شهیدش پیوست + تصاویر http://1175.blogfa.com/post-1446.aspx http://1175.blogfa.com/post-1458.aspx http://1175.blogfa.com/post-1450.aspx http://1175.blogfa.com/post-1450.aspx http://1175.blogfa.com/post-1451.aspx http://1175.blogfa.com/post-1453.aspx http://1175.blogfa.com/post-1459.aspx http://1175.blogfa.com/post-1463.aspx