دیدگاههای شخصی امیرتقی زاده

برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت .../ پروانه‌ها، نور را به حکم میثاق می شناسند و از آغاز با قصد سوختن پر در مطاف می‌گشایند.(شهید آقا سید مرتضی آوینی )

لبیک یا حسین لبیک یا حسین !!!

اِنیّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وولٌّی لِمَن والاکُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداکٌمْ

من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد .


دیگر صدای موذن مدینه ، بلال حبشی  نمی آید ...

نیم قرنی بیش از حجة‌الوداع و شهادت آخرین رسول خدا نگذشته، آتش جاهلیت که در زیر خاکستر ظواهر پنهان مانده بود بار دیگر زبانه کشید و جنات بهشتی لااله‌الاالله را در خود سوزاند... (١)


جغد ها و کرکسهای اموی از پیروزی مناظره و حیله عمر و عاص با ایو موسی اشعری رقص کنان هلهله شیطانی سر داده اند ...
 


جعلییات و بدعت در احکام خلفا راشدین ،‌ تزویر و نیرنگ معاوبه جای خود را به خلیفه بوزینه باز و  عیاش  با مشاوری مسیحی برای امت محمدی برای تبیین دین اسلام داده است ...

 رهبری جامعه مسلمین از خانه گلی و ساده پیامبر و علی که صدر و ذیل آن برای بدو ورود معین نبود ... اینک دار خلافه یزید بوزینه باز بر کاخ خضرا ء معاویه استقرار یافته است ...

عجبا ! «مروان بن حکم بن عاص» که پیامبر خدا درباره‌ی پدرش فرموده بود: لعنک الله و لعن ما فی صلبک ـ لعنت خدا بر تو و آن که در صلب توست _ اکنون به امر معاویه از مردم مدینه برای یزید بیعت می‌گیرد. عجبا، کار امت محمد به کجا کشیده است! (٢)

حسین (ع ) شارع دین ، حج خود را با احرام ناتمام و همراهی اهل و نزدیکان وفادار خود برای رسالتی مهم تر  برای اصلاح دین جدش و مبارزه با بدعت و خرافه و اشرافی گری وارد سرزمین نینوا  می شود تا با خون خود فلسفه حج ابراهیمی و جهاد محمدی را احیا ء کند ... 

هلهله و سوت و کف حرامیان سبز اموی نفوذ کلام  امام را بر قلب شان سخت کرده است...

دیگر امیدی بر تغییر مسیر هدایت  این فوم نیست و بسته شده است ...

باید از اهل و عیال ،‌ جان و خویشتن خویش گذشت تا گذر گاه فتنه با خون اولیا خداوند باز هموار شود... و چشم انداز اینده مردان خدایی به تعداد ٧٢ ستاره روشنای هدایت بشر در طول حیات تاریخ باشد ...

حیاتی که گشتی نجات حسین (ع) " ساحل نجات نوح بر امواج تلاطم قهر خداوندی ،  گلستان نشینی ابراهیم در آتش نمرود ،‌ پیروزی موسی عمران بر فرعون ، روح القدسی عیسی بر مرده گان سامری و حیات دوباره بشری در دین محمدی " همه و همه از خان نعمت حسین بود و لاغیر ...

هل من ناصر ینصرنی حسین در بی توجهی و عدم بصیرت خواص انصار مدینه و مهاجر مکه  در شلوغی بازار مکاره عمرو و عاص و معاویه و زمخت مغزی خوارج عصر حاضر گم نخواهد شد چرا که ...  

اینچنین بود که آن هجرت عظیم در راه حق آغاز شد و قافله‌ی عشق روی به راه نهاد. آری آن قافله، قافله‌ی عشق است و این راه، راهی فراخور هر مهاجر در همه‌ی تاریخ. هجرت مقدمه‌ی جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نیست که راهی جز این در پیش گیرند؛ مردان حق را سزاوار نیست که سر و سامان اختیار کنند و دل به حیات دنیا خوش دارند آن‌گاه که حق در زمین مغفول است و جُهال و فُساق و قداره‌بندها بر آن حکومت می‌رانند. (٣)

آه یاران! اگر در این دنیای وارونه، رسم مردانگی این است که سر بریده‌ی مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه کنند... بگذار اینچنین باشد. این دنیا و این سر ما ! (۴)

و شعار " لبیک یا حسین "  حقیقت و فلسفه وجودی شیعه به فراخ فهم بشریت در درک اراده و هدف آزادگی مردان خدایی خواهد بود...

 خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد 

ااَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحیایَ مَحیا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتی مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ.

 ١ الی ۴ :  روایت محرم در «فتح خون» شهید سید مرتضی آوینی

-------------------------------------------------------------

مخاطب گرامی ! میتوانید با کلیک برروی کلید واژه " حسین (ع) " مطالب قبلی وبلاگ را با این موضوع پیگیر باشید !

  
نویسنده : امیر تقی زاده ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩