دیدگاههای شخصی امیرتقی زاده

برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت .../ پروانه‌ها، نور را به حکم میثاق می شناسند و از آغاز با قصد سوختن پر در مطاف می‌گشایند.(شهید آقا سید مرتضی آوینی )

انفلاب رنگی با پازل راهبردی در ایران (2)

قسمت آخر

کایت اول: انقلاب گل رُز در گرجستان

 با فروپاشی شوروی سابق، امریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی؛ یعنی سپر دفاعی هارتلند، نفوذ یافتند. پس از آن، توسعه نفوذ در حلقه دوم در دستور کار امریکا قرار گرفت. برای این منظور نفوذ در گرجستان اولویت اول را داشت. امریکا و متحدان اروپایی‌اش، از طریق بنیاد سوروس و مؤسسات به‌ظاهر غیردولتی، به ساماندهی یک انقلاب رنگی در گرجستان پرداختند تا سلطه‌ی ناتو به گرجستان- به عنوان حیات خلوت روسیه- گسترش یابد.


در انتخابات پارلمانی نوامبر 2003، دو ائتلاف به رقابت پرداختند: یکی "ائتلاف گرجستان نو" و دیگری "ائتلاف تروئیکای گرجستان".
در کوران رقابت انتخاباتی، بنیاد سوروس (که مسئولیت پشتیبانی از انقلاب مخملین در گرجستان را عهده‌دار بود) پیروزی ائتلاف تروئیکا را پیشاپیش اعلام نمود. اما پس از انتخابات، نتایج شمارش آرا بر پیروزی "ائتلاف گرجستان نو" دلالت می‌کرد. با اعلام نتایج اولیه انتخابات ائتلاف تروئیکای گرجستان به نتیجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات کرد.
ائتلاف تروئیکای گرجستان -که از طریق رسانه‌های امریکایی و اروپایی حمایت می‌شدند- هواداران خود را به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی فراخواندند. جنبشی به نام کامارا توانست پانزده هزار نفر را در پایتخت سازماندهی نماید. آنان چند روز در مقابل ساختمان‌های دولتی از جمله ریاست جمهوری تجمع نمودند و طبق برنامه به پلیس و ارتش گرجستان شاخه‌های گل رز اهدا می‌کردند.
در روز افتتاح پارلمان این کشور و در حالی که رهبر ائتلاف گرجستان نو؛‌ یعنی شواردنادزه مشغول سخنرانی بود، مخالفان به رهبری ساکاشویلی (از رهبران ائتلاف تروئیکا)، بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شدند و اجازه ندادند "ائتلاف گرجستان نو" قدرت را در دست بگیرد.
سرانجام با موافقت مقامات روسی، شواردنادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به‌اصطلاح گل رز به پیروزی رسید. به‌طور کلی فرآیند عملیاتی شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زیر را شامل می‌شود:
1- تزریق کمک‌های مالی امریکا و غرب به مخالفان حکومت گرجستان
2- حمایت تبلیغاتی وسیع امریکا و غرب از ائتلاف تروئیکای گرجستان و تخریب و تشویش اذهان عمومی
3 - متهم نمودن نظام حاکم در گرجستان به فساد مالی، فساد سیاسی و ناکارآمدی
4- افزایش انتظارات و مطالبات عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی
5 - متهم نمودن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات
6 - از پیش برنده اعلام نمودن جریان‌های متمایل به امریکا و غرب
7- درخواست باز شماری آرا و همچنین فشار به دولت برای به‌رسمیت شناختن پیروزی مخالفان
8 - فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی

9 - تصرف پارلمان و اماکن دولتی و به تعطیلی کشانیدن ادارات


کایت دوم: انقلاب نارنجی در اوکراین 


فرآیند انقلاب نارنجی در اوکراین از این قرار است:
1- تزریق کمک‌های مالی امریکا و غرب به مخالفان دولت اوکراین
2- انجام عملیات مشروعیت قهقرایی با متهم نمودن دولت اوکراین به خشونت، ترور مخالفان، فساد مالی، فساد اداری و فساد سیاسی
3– ناکارآمد جلوه دادن دولت
4- تصویر سازی مطلوب از یوشچنکو و مخدوش نمودن چهره یانوکویچ به‌وسیله رسانه‌های امریکایی و غربی
5- تخریب و تشویش اذهان عمومی از طریق پخش شایعه‌ی مسموم کردن یوشنچکو به‌وسیله دولت یانوکویچ
6- القای تقلب در انتخابات به‌وسیله دولت
7- مخالفت با اعلام نتیجه انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی و مبارزه منفی
8- انعکاس گسترده تحولات اوکراین توسط سی ان ان، بی‌بی‌سی و یورو نیوز و هدایت افکار عمومی در این کشور

9- برهم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماکن دولتی


کایت سوم: انقلاب لاله ای در قرقیزستان

 

قرقیزستان اگر چه دارای منابع طبیعی نفت و گاز نمی‌باشد، اما به دلیل هم‌مرز بودن با چین و افغانستان، دارای جایگاه و اهمیت استراتژیک است. حادثه یازده سپتامبر، قرقیزستان را بیش از پیش در کانون توجهات امریکا قرار داد. از این رو کاخ سفید درصدد جابجایی قدرت در این کشور و تثبیت موقعیت خود در قرقیزستان برآمد. در سال 2005 با رد صلاحیت نامزد‌های مخالف دولت در پارلمان، جرقه‌های انقلاب مخملی در این کشور زده شد.
پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتیجه آن، دو مخالف عسگر آقایف، یعنی کولوف وزیر پیشین امنیت قرقیزستان از اهالی شمالی به همراه باقی‌اف نماینده بر کنار شده پارلمان از اهالی جنوب با یکدیگر متحد گردیدند. با پیوستن خانم اتونبایا نامزد رد صلاحیت شده انتخابات پارلمانی به صفوف مخالفان آقایف، شرایط برای انقلاب مخملی در این کشور فراهم گردید.
در چنین شرایطی جنبش مقاومت جوانان کلکل عهده‌دار آغاز انقلاب رنگی یا انقلاب گلی در این کشور شدند. در مناطق جنوبی قرقیزستان، معترضان سازماندهی شده تحت حمایت امریکا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش، فرودگاه و اماکن دولتی را به محاصره خود درآوردند.
دامنه اعتراضات توسط جنبش مذکور به‌سرعت به تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود و در نتیجه مخالفان عسگر آقایف اماکن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشکک به تصرف خود درآوردند و خواستار کناره‌گیری وی شدند. با متواری شدن آقایف جابجایی قدرت در این کشور با حمایت و ساماندهی امریکا صورت پذیرفت.
عسگر آقایف پس از فرار از کشور، استفن یانگ- سفیر امریکا در قرقیزستان- را عامل اصلی این انقلاب معرفی کرد. وی اظهار داشت:"یک هفته قبل از وقوع این حوادث در شبکه جهانی اینترنت، نقشه این انقلاب منتشر شده بود. این نقشه را استفن یانگ تدوین کرده است و این انقلاب دقیقاً همانند نقشه صورت گرفت."

در وقوع انقلاب لاله‌ای در قرقیزستان نقش بنیاد سوروس و اعطای کمک‌های مالی کاخ سفید به مخالفان دولت بسیار تعیین‌کننده بود.
 

 کایت بدفرجام: انقلاب مخملی در ایران؟!

ایجاد انقلاب رنگی در کشور ما بخشی از پازل راهبردی امریکا برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران است که تاکنون به دفعات طراحی شده؛ اما در هر نوبت با شکست مواجه گردیده است.
پیشینه انقلاب مخملی در ایران به سال 1378 و حادثه کوی دانشگاه باز می‌گردد. در روزهای آغازین سال 1378 نتانیاهو، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، خواستار اجرای فوری پروژه "انفجار از درونِ" ساختار حکومتی ایران شد و تأکید کرد: "‌باید با ایران کاری کرد تا همان اتفاقی که در شوروی سابق صورت گرفت، پیش آید و آن هم انفجار از درون است." در همین راستا یکی از تجدیدنظرطلبان طی مصاحبه‌ای با هفته‌نامه راهِ ‌نو تصریح کرد:
"انقلاب اسلامی متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها نیز یکسان است."
در حادثه کوی دانشگاه با القای خبر کذب مبنی بر کشته شدن پنج دانشجو !!! در جریان درگیری با نیروی انتظامی از سوی خانم "ص- و" و تشدید این فضا توسط نشریات زنجیره‌ای (خرداد،صبح امروز،نشاط و...) ، هیجان‌گرایی و برانگیختگی در فضای سیاسی جامعه شکل گرفت. در این هنگام تجدید‌نظرطلبان سعی داشتند با گسیل داشتن دانشجویان به سوی بیت رهبری، به زعم خود، پروژه انقلاب مخملی و نافرمانی مدنی را کلید بزنند که با حضور میلیونی مردم در صحنه‌ی دفاع از انقلاب و رهبری این توطئه خنثی شد و عقیم ماند.
*القای انسداد سیاسی در کشور (1379) و تئوریزه کردن مقاومت مدنی (نافرمانی مدنی) از سوی مسافرین کنفرانس ننگین برلین، مرحله دیگری از ساماندهی انقلاب مخملین در ایران بود. در همین رابطه اکبر گنجی در گفت و گویی با نشریه کریستین ساینس مانیتور تصریح کرد: «امیدوارم که مدل انقلابِ بدون خون‌ریزی چکسلواکی، در ایران انجام گیرد. ما قدم به مرحله‌ای از دموکراسی می‌گذاریم که هزینه‌ای دارد، برای رسیدن به هرچیز باید بهای آن را داد."سرانجام این مرحله منجر به ایجاد اغتشاش و آشوب در جریان نشست دفتر تحکیم وحدت در شهر خرم‌آباد گردید.
*در سال 1380 شبکه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب، جوانان را به نافرمانی مدنی فراخواندند. بی‌اعتنایی مردم به‌ویژه جوانان به فراخوان ضد انقلاب، آنان را دچار سرخوردگی کرد. در این مرحله نیز دشمنان جمهوری اسلامی ایران، انقلاب مخملین را به نظاره نشسته بودند که همانند مراحل قبلی با ناکامی مواجه شدند.

پروژه قرقیزستانیزه کردن انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال 1383، برنامه دیگری از مجموعه اقدامات تجدیدنظرطلبان برای ایجاد گسست در ساختار سیاسی و برهم زدن انسجام اجتماعی بود. این پروژه با استعفای برخی از نمایندگان رد صلاحیت شده مجلس ششم و برخی دیگر از مدیران دولتی آغاز شد؛ تحصن نمایندگان مجلس ششم نیز ادامه همین طرح بود. بی اعتنایی جامعه به تجدیدنظرطلبان و ناآگاهی افراطیون از ظرفیت اجتماعی خود و از همه مهمتر قاطعیت رهبر معظم انقلاب اسلامی، این پروژه را نیز با شکست مواجه کرد.
 ساماندهی انقلاب مخملی در ایران به‌وسیله بنیاد سوروس با واسطه افرادی همچون: هاله اسفندیاری، کیان تاج‌بخش و رامین جهانبگلو از دیگر برنامه‌های براندازی نرم در ایران بوده است. براساس اعترافات هاله اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه‌های خاورمیانه‌ای مرکز امریکایی "ولسون"، به‌دنبال ایجاد یک شبکه غیررسمی در ایران جهت عملی نمودن اهداف براندازی نرم بوده است. در این راستا کیان تاج‌بخش (مدیر و نماینده بنیاد سوروس در ایران) سعی داشته است تا با اقداماتی همچون راه‌اندازی کارگاه‌های مطالعاتی متشکل از جوانان و دانشجویان و تدریس اصول و مبانی شبکه‌سازی اجتماعی زیرساخت‌های براندازی نرم در ایران را فراهم سازد.
طراحی و اجرای پروژه جدید

شواهد و قرائن نشان می‌دهد که تجدید‌نظرطلبان هواخواه لیبرالیسم و سکولاریسم با پشتیبانی دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران، در حال طراحی و اجرایی کردن پروژه‌ی دیگری از سلسله پروژه‌های انقلاب رنگی در انتخابات ریاست ‌جمهوری می‌باشند. این پروژه که گرجستانیزه نمودن و اوکراینیزه کردن انتخابات می‌باشد از مدت‌ها پیش در دستور کار قرار گرفته است.
پروژه جدید در سه فاز طراحی شده است:
1- جنینی
2- مقدماتی
٣- تکمیلی
1- فاز جنینی
این فاز در درون خود سه مرحله را شامل می‌شود که هدف از اجرای آن زمینه‌سازی برای دو قطبی‌ کردن جامعه به "افراط" و "اعتدال" بوده است. مراحل سه گانه این فاز عبارت است از:
1- ایجاد کارشکنی در عرصه‌های مختلف برای ناکارآمد جلوه دادن مسئولان معتقد به گفتمان انقلاب
اعلام خطر و بحرانی خواندن اوضاع کشور و غیرعادی جلوه‌دادن آن، تلاش برای بی‌اعتمادکردن مردم و ناامید ساختن ایشان از اوضاع فعلی و گره زدن امید مردم به جریان مخالف نظام و مدعی نجات
2- فاز مقدماتی
این مرحله با ملاقات‌های پنهانی بعضی از مجریان پروژه جدید با واسطه‌های امنیتی و سیاسی امریکا در "دوبی" به فاز اجرا منتقل گردید و متعاقب آن، بنیاد سوروس (طراح پروژه‌های انقلاب رنگی) در سال 1386 عده‌ای از فعالین سیاسی و مطبوعاتی از جمله"م-ع" را به امریکا دعوت کرد. مراحل این فاز را به شرح زیر می‌توان شمارش کرد:
1- درخواست از برخی کشورهای اروپایی جهت ترغیب امریکا و صدور قطع‌نامه‌ی سوم در آستانه انتخابات مجلس هشتم.
2- دو قطبی کردن جامعه به اعتدال و افراط، در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی.

3- ورود در حاکمیت و ساماندهی جریان مشابه با جریان 14 مارس در لبنان برای ایجاد تعارض و دوگانگی در حاکمیت.
٣- فاز تکمیلی
پیاده‌سازی فرآیندهای انقلاب رنگی در گرجستان و اوکراین فاز تکمیلی پروژه جدید می‌باشد. شواهد و قرائن نشان می‌دهد این فاز نیز به مرحله اجرا منتقل گردیده است.
1- تشکیک در سلامت انتخابات و القای تقلب در آن پیش از انتخابات
2- توهین و تخریب ناجوانمردانه علیه دولت نهم و شخص ریاست جمهوری
3- اعلام پیروزی در انتخابات پیش از آغاز آن
4- ‌زمینه‌سازی برای اعتراض به نتیجه انتخابات
5- هم‌جبهه شدن برخی از کاندیداها با نیروهای معاند و مخالف نظام
6- هزینه‌های هنگفت تبلیغاتی آن هم برای دروغ‌نمایی علیه دولت
7- به بازی گرفتن رنگ‌ سبز
8- راه اندازی تبلیغات خیابانیِ پرجنجال و پرتنش برای زمینه‌سازی آشوب‌های خیابانی
9- جعلی و دروغ خواندن نتیجه انتخابات
10- دادن آمارهای دروغ و ساختگی درباره نتیجه آرا
11- فریب دادن و همراه ساختن برخی از دانشجویان و جوانان با عاملان اصلی و اجیرکردگان در آشوب‌های خیابانی و... از جمله مراحل این فاز است.

در پایان همه شما را دعوت می‌کنیم به تأمل در رفتار و گفتار و داعیه‌های قبل و بعد از رأی‌گیری آقای میرحسین موسوی و اظهارات حامیان و هادیان ایشان از هاشمی رفسنجانی گرفته تا خاتمی و بهزاد نبوی و تاج‌زاده و.... تا ببینید که ایشان با داعیه‌ی انقلاب و امام و رهبری و خدمت و عزت با چه کسانی روی هم ریخته‌اند و چه می‌کنند و کجا را نشانه گرفته‌اند و به کجا می‌روند!

 

  
نویسنده : امیر تقی زاده ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۳