دیدگاههای شخصی امیرتقی زاده

برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت .../ پروانه‌ها، نور را به حکم میثاق می شناسند و از آغاز با قصد سوختن پر در مطاف می‌گشایند.(شهید آقا سید مرتضی آوینی )

مدیریت بحران : بحران مدیریت !!!

خداوندا ! ارگ را از بم گرفتی ! جان را از آذربایجان نگیر ! که سر ایران است

زمین غرش میکند و تکانی به خود میدهد وهمه چیز از روال عادی خود خارج شده است ...

پشت پرده 1: عدم تعیین محل وقوع زلزله ، آرمارهای ضد و نقیض از میزان تلفات و امداد رسانی کند و استفاده نابجا از آمبولانس بجای بالگرد ، راه بندان های چندکیلومتری و عدم امکان انتقال به موقع تجهیزات سنگین ترابری و امدادرسانی به منطقه حادثه دیده همه و همه در کنار سهل انگاری و عدم حضور مسئولین ستاد بحران استان بجای منطقه در مقابل دوربین های شبکه استانی با ژست و لباس امدادی از آلامی که هرگز از ذهن نقاد و پرسشگر نگارنده این سطور برای چرایی هایی بحران مدیریت در ستاد مدیریت بحران استان فراموش نخواهد شد ...


به نظر می رسد و به احتمال قریب و با عنایت و آشنایی از روحیه پشت میز نشینی و پروازی بودن مدیران ارشد و میانی استان ، تمایل و علاقه ای به حضور در منطقه آسیب دیده ، نبوده و فقط میل حضور در کنار وزیران کشور و بهداشت بوده است ، که آنان را از سرناچاری ، موقتی به منطقه کشانده است ...

و بهترین دلیل این حس و گمان عدم شناخت از موانع و ناهمواریهای کوهستانی و جاده ای استان در انتخاب آمبولانس بجای بالگرد ، هلی بورد مجرومان به فرودگاه بجای بیمارستانهای شهر ، که باعث انتقال در تاخیر رساندن مصدومان حادثه در خوشبینانه ترین اتلاف زمان حیاتی برای مصدومان از نیم ساعت تا 45 دقیقه در ترافیک شهر تبریز بعد از وقوع زلزله بوده است ...

که شاهد آن مدیرانی است که از زمان تصدی شان در استان حتی نام برخی روستاهای استان را نشینده و ندیده بودند ، امروز سعی و تلاش در مدیریت بحرانی دارندکه در اولین ساعات وقوع آن ، گزارشی بدون هیچ تلفات جانی و مالی به مرکز استان و پایتخت مخابره شده بود...

 پشت پرده 2: ترک منازل مسکونی و تجاری در مرکز استان و شهرهای کمتر آسیب دیده به امید هیچ پشتیبان و حضور نیروی انتظامی ، امنیتی و اطلاع رسانی لحظه ای و سرگردانی مردم و تجمع و ترافیک مضاعف در مسیر انتقال مجرومان حادثه را رقم زده بود که اگر مدیریت بحران استان به جای مدیریت دور کاری ، مناطقی از شهر را برای اسکان های اضطرای با امنیت بالا و امکانات اولیه شهری در نظر گرفته میشود ، مسیر فرودگاه تا بیمارستان و جاده های منتهی به محل حادثه شاهد حضور سراسیمه مردم و ترافیک خودرو یی نمیشود ...

عدم ساخت آشیانه هاتی پرواری در نزدیک ترین نقطه به مراکز درمانی و امداد رسانی و اختصاص یک بالگرد کوچک برای انتقال و همیاری به بیش از 2000 آسیب دیده زلزله از نکات کور و وجه کم تجربگی مدیران استانی است که در کمپ ستاد بحران مدیریت استان دست و پای بی رمق می زنند...

عدم شارژ تجهیزات درمانی ، غذایی و تدارکارتی برای حداقل ترین زمان و مکان حادثه دیده ، باز دست نیاز و هیحان آفرینی کاذب را از طرف مدیران استانی به طرف مردم سرازیر میکند چرا ؟؟؟

حساب کنید که اگر بجای دو شهرستان آسیب دیده ، اهر و ورزقان تعداد شهرستان های آسیب دیده به بالاتر از پنج شهرستان در نقاط متفاوت استان اتفاق می اقتد آمار تلفات بلایای طبیعی کمتر از قحطی و غارت منازل و اموال در سایه این مدیریت ناهمگون می شود !!!

پس اینک که کمی از غبار مصیبت ، آلام  و اثراث موضعی زلزله فروکش کرده است اولویت فراخوانی و شناسایی ایده های مقابله و مدیریت بحران کمتر از ساخت و سازها بدون در نظر گرفتن زیرساختهای شهری در شهرستانها و روستاهای آسیب دیده کمتر نمایان نمی کند ...

با تقدیر از آنانی که برحسب وظیفه سازمانی و انسانی خود قدمی در مسیر نجات ، تامین امنیت و رفاه آسیب دیده گان برداشتن ، تغییر در ساز و کارهای ستاد ها و مراکز درمانی و لجستیکی بحران یکی از اساسی ترین مواردی است که می تواند استان را در برابر حوادث و بلایای طبیعی و حتی تهاجمات نظامی ، بیمه و الگوی برای سایر استانها باشد تا شاهد کمترین آمار تلفات جانی و مالی و حفظ آرامش روحی و روانی در کشور باشیم ...

  
نویسنده : امیر تقی زاده ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٤